Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مزیرگان

تلفظ بین المللی : /mˌazirˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [m,aziR'egAn]
لغت نامه دهخدا
  • میرگان
  • فخیره مارگان
  • مادرگان
  • مدارگان
  • مرگان
  • مرگان ریت
  • مزارگاه
  • مزورانه
  • مزینان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مزیرگان. [ م ُ ] ( اِخ ) شهرکی است آبادان به ناحیت پارس میان پسا و داراگرد. ( حدود العالم ص 134 ). شهرکی است به ناحیت پارس اندر میان کوه ، سردسیر،با هوای درست و نعمت بسیار. ( حدود العالم ص 135 ).

کلمات مرتبط

  • میرگان
  • فخیره مارگان
  • مادرگان
  • مدارگان
  • مرگان
  • مرگان ریت
  • مزارگاه
  • مزورانه
  • مزینان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات