مزغل. [ م َغ َ ] ( اِ ) روزنه دراز وباریک در دیوار حصارهای قرون وسطی برای انداختن تیرو کشکنجیر. مزقل. سوراخهائی که در باره کنند افکندن تیر را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). سوراخ که از آنجا تیر گشاد دهند
دشمن را بی اینکه دشمن تواند دید. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مزقل شود.