معانی کلمه : مزغان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مِ ) [ فر - فا. ] (اِ. )۱ - ساز. ۲ - آلت موسیقی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - موسیقی دانان . ۲- دسته ای از سازهای مختلف موسیقی که در نظام با هم نوازند . ۳ - موسیقی .
مترادف و متضاد
۱. موسیقی، موزیک، مزقان
۲. موسیقیدان، موسیقینواز
