Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزره

تلفظ بین المللی : /mˈazreː/ تلفظ :‌ [m'azRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • ذات مره
  • راست مزه
  • انبار مزرعه
  • اورادا ـ ماره
  • اکل ماره
  • غبیط المدره
  • غریب مزرعه
  • قلعه مزرعه
  • بایا ماره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

مزره . [ م ُ زَرْ رَه ْ ] (ع ص ) زره پوش . (غیاث ).

مزره . [ م َ رَ ] (اِ) چراغ . (ناظم الاطباء). || چراغدان . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (برهان ). مشکوة که به معنی چراغدان است . (دهار).

مزره . [ م َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز در 28 هزارگزی جنوب سقز و 4هزارگزی جنوب...

فرهنگ فارسی

( اسم ) چراغدان مرزه .
دهی در شهرستان سنندج

دانشنامه عمومی

مزره(به کردی: مەزرە، Mezre) روستایی از توابع بخش سرشیو شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.
این روستا در دهستان ذوالفقار واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۶ نفر (۳۶ خانوار) بوده است.
wiki: مزره

گویش مازنی

مزرعه

/mazre/ مزرعه

کلمات مرتبط

  • ذات مره
  • راست مزه
  • انبار مزرعه
  • اورادا ـ ماره
  • اکل ماره
  • غبیط المدره
  • غریب مزرعه
  • قلعه مزرعه
  • بایا ماره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات