مزدوج. [ م ُ دَ وَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ازدواج. با هم جفت شده و قرین شده. ( از منتهی الارب ). جفت کرده و نکاح کرده. ( ناظم الاطباء ). هم قرین و به هم آمیخته شده. ( آنندراج ). قرین. متقارن. مثناة. جفت . ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).- مزدوج کردن ؛ تزویج کردن. ازدواج. جفت کردن. || در اصطلاح اهل بدیع مثنوی را گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ). شعری است که بناء آن بر ابیات مستقل مصرع باشد و شعرای عج...
مُزدَوَج (conjugate)اصطلاحی حاکی از ارتباط دو عنصر ریاضی. در هر مورد باید به تعریف خاص آن رجوع کرد. مثلاً در اعداد مختلط، دو عدد a+ib و a-ib مزدوج یکدیگرند. در هندسه، هر دو زاویهکه مجموعشان ْ۳۶۰ باشد، مزدوج هم اند.wikijoo: مزدوج...
فرهنگ فارسی
( اسم ) همسر گیرنده ازدواج کننده .
ویژگی مولکولهایی که در آنها پیوندهای دوگانه یا سهگانه بهوسیلۀ پیوند یگانه بهصورت یکدرمیان از هم جدا شده باشند
دانشنامه عمومی
در ریاضیات منظور از مزدوج یک دوجمله ای، بیان a + b d {\displaystyle a+b{\sqrt {d}}} به فرم a − b d , {\displaystyle a-b{\sqrt {d}},} است.مزدوج مختلطاز نکات مهم راجع به دوجمله ای های مزدوج می توان به این مورد اشاره کرد که در صورت ضرب یک دوجمله ای در مزدوجش، عبارت رادیکالی از بین می رود. به طور مثال در فرم معرفی شده فوق، پس از ضرب، d {\displaystyle {\sqrt {d}}} حذف می ش...
گویش دزفولی
زوج
مترادف و متضاد
زوج
مثنوی
جفت ≠ تک، تاق
دوتایی، جفتشده
۱. جفت ۲. زوج ≠ تک، تاق
۱. دوتایی، جفتشده ۲. مثنوی
فرهنگستان زبان و ادب
{conjugated} [شیمی، مهندسی بسپار] ویژگی مولکول هایی که در آنها پیوندهای دوگانه یا سه گانه به وسیلۀ پیوند یگانه به صورت یک درمیان از هم جدا شده باشند