معانی کلمه : مزامیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = مزمار
۲. نغمه هایی که با نی نواخته می شود.
۲. نغمه هایی که با نی نواخته می شود.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مزمار و مزمور، نای ها.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مزمارها، نیها
سرودها، نشیدها
۱. مزمارها، نیها
۲. سرودها، نشیدها
psalms (اسم)
مزامیر
