مزارع . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مزرع ، به معنی جای کاشتن . (آنندراج ). ج ِ مزرعة. (دهار) (ناظم الاطباء). کشت زارها. (دهار). مزرعه ها. (ناظم الاطباء) : از مزارعشان برآمد قحط و مرگ از ملخهائی که می خوردند برگ .
مولوی .
|| دیه کوچک . (از آنندراج ) (از غیاث ). مزارع . [ م َ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهست...
فرهنگ عمید
مزرعه#NAME?
۱. کشاورز. ۲. (فقه، حقوق) کسی که زمین خود را با عقد مزارعه به دیگری واگذار میکند.
= مزرعه ۱. کشاورز. ۲. (فقه، حقوق ) کسی که زمین خود را با عقد مزارعه به دیگری واگذار می کند.
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مزرعه ، کشتزارها.
فرهنگ فارسی
کشتزارها، جمع مزرعه ( اسم ) کسی که زمین خود را بازای سهمی از محصول و بموجب عقد مزارعه بدیگری واگذار کند . دهی از بندرعباس
دانشنامه عمومی
مزارع (سروستان). مزارع یک روستا در ایران است که در استان فارس واقع شده است. فهرست شهرهای ایران