Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزاج

تلفظ بین المللی : /mazˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [maz'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مزاج دان
  • مزاج شناس
  • مزاج شناسی
  • مزاج گوی
  • مزاج گویی
  • مزاج گیر
  • مزاج مرکب
  • راست مزاج
  • روبه مزاج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مزاج. [ م ِ] ( ع مص ) آمیختن. ( منتهی الارب ). آمیختن چیزی به چیزی. || آمیختن شراب و جز آن. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) آمیزش. ( السامی ) ( زمخشری ) ( مهذب الاسماء ) ( دهار ) ( ترجمان علامه جرجانی ). ج ، اَمزاج و اَمزجه. آمیز. ( زمخشری ). امتزاج. آمیغ. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آمیختگی. قطاب. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) مزاج الشراب ؛ آنچه به وی آمیزند شراب را. ( منتهی الارب ). آنچه بدان شراب را آمی...

فرهنگ عمید

۱. وضع دستگاه گوارش، وضع معده و روده.
۲. [مجاز] مجموعه کیفیت های جسمی و روحی.
۳. (طب قدیم ) هرکدام از کیفیت های چهارگانه در بدن انسان یا مواد خوراکی که عبارت است از: سرد، گرم، خشک، و تر.
۴. [مجاز] سرشت، طبیعت.
۵. [مجاز] حالت، وضعیت.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) سرشت ، طبیعت . ۲ - (مص ل . ) آمیختن ، آمیخته شدن . ۳ - قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف - مزاج صفراوی (گرم و مرطوب ). ب - مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک ). ج - مزاج دموی (گرم و مرطوب ). د - مزاج بلغمی ( سرد و مرطوب

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:اخلاط چهارگانه
wikijoo: مزاج

فرهنگ فارسی

نام یکی از کتب جالینوس که حنین بن اسحق آنرا به سریانی ترجمه کرده است این کتاب جزئ مجموعه سته عشر جالینوس است که هم نسخه تنهای آن موجود است و هم نسخه ای که با تعلیقات ابن الاشعث میباشد .آنچه که چیزی با آن آمیخته شده باشدمانندشراب که با آب آمیخته کرده باشند، ونیزبه معنی سرشت وطبیعت وحالت طبیعی بدن، امزجه جمع۱- ( مصدر ) آمیختن آمیخته شدن . ۲- ( اسم ) آمیزش اختلاط . مزاج گوهران . عناصر اربعه . ۳- ( اس...

دانشنامه عمومی

مزاج ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:مزاج (روانشناسی)مزاج (طب سنتی)wiki: طب سنتی بخشی از خلط های چهارگانه تلقی می شده است. مزاج یا خلق عبارت است از مجموعه تمایلات و ویژگی های ذاتی که اساس رفتار شخص را تعیین می کند. آلکساندر توماس و همکارانش در پژوهشی که به روی ۱۴۰ نوزاد انجام دادند متوجه شدند که آن ها به سه گروه دشوار مزاج، کند مزاج و آسان مزاج تقسیم می شوند. شواهدی وجود دارد که مزاج...

مترادف و متضاد

روال، شیوه

وضعیت، حالت

وضعیت سلامتی

آمیزش، اختلاط

خلق‌وخو، رفتار

آمیختن، آمیخته شدن

طینت، سرشت، خمیره، طبع

خلق، سرشت، طبع، طبیعت، نهاد

۱. آمیزش، اختلاط
۲. آمیختن، آمیخته شدن
۳. خلق، سرشت، طبع، طبیعت، نهاد
۴. وضعیت سلامتی
۵. طینت، سرشت، خمیره، طبع
۶. وضعیت، حالت
۷. روال، شیوه
۸. خلقوخو، رفتار

disposition...

کلمات مرتبط

  • مزاج دان
  • مزاج شناس
  • مزاج شناسی
  • مزاج گوی
  • مزاج گویی
  • مزاج گیر
  • مزاج مرکب
  • راست مزاج
  • روبه مزاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات