Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزابل

تلفظ بین المللی : /mazˈɑbel/ تلفظ :‌ [maz'Abel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مزابله
  • زبان شناسی مقابله ای
  • الفخری فی صناعهالجبر و المقابله
  • طلوع مقابله ای
  • غروب مقابله ای
  • فرض مقابل
  • قدر در مقابله
  • کِشَند مقابل
  • متأبل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مزابل. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَزبله [ ب َ / ب ِ ل َ ]. ( غیاث ) ( دهار ). سرگین جای. ( آنندراج ) : استخوانها از مزابل برمی گرفتند و خرد می کردند و غذا می ساختند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 326 ).
ز آن علی فرمود نقل جاهلان
برمزابل همچو سبزه است ای فلان.
مولوی.

فرهنگ عمید

مزبله#NAME?

= مزبله

فرهنگ معین

(مَ بِ ) [ ع . ] (اِ. ) ج . مزبله .

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مزبله .
سرگین جای

کلمات مرتبط

  • مزابله
  • زبان شناسی مقابله ای
  • الفخری فی صناعهالجبر و المقابله
  • طلوع مقابله ای
  • غروب مقابله ای
  • فرض مقابل
  • قدر در مقابله
  • کِشَند مقابل
  • متأبل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات