معانی کلمه : مریا
لغت نامه دهخدا
( مریاً ) مریاً. [ م َ ری یَن ْ ] ( ع ص ) هنیا مریا؛ گوارنده باد.هنیئاً مریئا. ( اقرب الموارد ). رجوع به مری شود.
فرهنگ فارسی
گوارنده باد
دانشنامه عمومی
مَرئا = محل دیدعموم منظرو مرئا = محل دیدعموم

مَرئا = محل دیدعموم منظرو مرئا = محل دیدعموم