Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرکن

تلفظ بین المللی : /mˈarkan/ تلفظ :‌ [m'aRkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مرکند
  • مرکنه
  • تونی مرکنس
  • مرکندورف
  • شتاب مردن
  • عاجز مرندی
  • علی اباد مران
  • ماکنزی
  • گیاهان مرزنما
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرکن . [ م ُ رَک ْ ک َ ] (ع ص )نعت مفعولی از مصدر ترکین . رجوع به ترکین شود. || ضرع مرکن ؛ پستان بزرگ چارپایان گویی که دارای ارکان است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || وزین و سنگین شده . (از اقرب الموارد).

مرکن . [ م ِ ک َ] (ع اِ) لگن و تغاره ٔ بزرگ که در وی جامه شویند. (منتهی الارب ). تغار و نیم لگن . (دهار). اجانه که جامه در آن شویند. (از اقرب ا...

فرهنگ عمید

لاوک، تشت، تغار.

فرهنگ معین

(مِ کَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای شست و شوی لباس . ۲ - تغار بزرگ .

فرهنگ فارسی

لاوک، تشت، لاوک که در آن خمیرکنند، تشت که در آن لباس بشویند، مراکن جمع
( اسم ) ۱ - جای شستشوی لباس و غیره . ۲ - تغار بزرگ . ۳ - ظرف غذا : امروز دو مرده بیش گیرد مرکن فردا گوید تربی ( رختت ) از اینجا برکن . ( گلستان )
پستان بزرگ چارپایان

کلمات مرتبط

  • مرکند
  • مرکنه
  • تونی مرکنس
  • مرکندورف
  • شتاب مردن
  • عاجز مرندی
  • علی اباد مران
  • ماکنزی
  • گیاهان مرزنما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات