Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مره

تلفظ بین المللی : /mˈareː/ تلفظ :‌ [m'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مره در
  • مره بیا
  • مره بستن
  • مره دریاچه های
  • مره بن کعب
  • مره تا
  • مره حسین اباد
  • مره دره
  • مره سانخ سوم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مرة. [ م ُرْ رَ ] (اِخ ) ابن لوی بن غالب ، جد ششم رسول (ص ).

مرة. [ م َ رَ ](ع اِ) مخفف مراءة به معنی زن . (از اقرب الموارد).

مره . [ م َ رِه ْ ] (ع ص ) نعت است مصدر مَرَه را. رجوع به مَرَه شود. || رجل مره الفؤاد؛ مرد بیماردل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

مره . [ م ُ...

فرهنگ عمید

۱. بار، دفعه.
۲. شماره، تعداد.

فرهنگ معین

(مَ رِّ ) [ ع . مرة ] ۱ - (مص م . ) یک بار کاری را انجام دادن . ۲ - (اِ. ) یک دفعه ، یک مرتبه .

فرهنگ فارسی

نامه که قرون وسطی به شبه جزیره پلوپونز واقع در جنوب یونان اطلاق میشد .
یکبار، یکبارکاری کردن، دفعه، مرار و مرات جمع
مره حلوه . ( اسم ) تاجریزی پیچ .
نیرو

دانشنامه عمومی

نرو

مره، روستایی از توابع بخش بشارت شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان ذلقی شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۷ نفر (۲۵خانوار) بوده است.wiki: مره...

گویش مازنی

نرو

مرا به من

نوعی سبزی صحرایی که خاصیت دارویی دارد

/mere/ مرا به من & نوعی سبزی صحرایی که خاصیت دارویی دارد

مترادف و متضاد

زهره، صفرا

شمار، تعداد، عدد، تا

بار، دفعه، کرت، مرتبه

راه، گذر، گذرگاه، مسیر

۱. بار، دفعه، کرت، مرتبه
۲. شمار، تعداد، عدد، تا
۳. راه، گذر، گذرگاه، مسیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَرَّةٍ: بار - دفعه - یک بار - دو بار (کلمه مرة به معنای یک دفعه است ، پس کلمه مرتان به معنای دو دفعه است ، و از ماده مرور گرفته شده ،و دلالت می کند یک بار انجام یک عمل ، همچنانکه کلمات دفعه و کره و نزله هم معنای آنرا میدهند ، و بر وزن آن نیز هستند و هم از ن...معنی مِرَّةٍ: شدت و یا پختگی عقل و رأی - درایت و توانمندی شگفت (از ماده مرور گرفته در این وزن نوع خاصی از مرور را می رسا...

واژه نامه بختیاریکا

( مره * ) غده لوبیا شکل زیر پوست؛ مری
( مَرِّه ) انباشت لایه نازکی از مواد بر سطح؛ لایه نازک

کلمات مرتبط

  • مره در
  • مره بیا
  • مره بستن
  • مره دریاچه های
  • مره بن کعب
  • مره تا
  • مره حسین اباد
  • مره دره
  • مره سانخ سوم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات