معانی کلمه : مرموق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
منظور، موردنظر.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) موردنظر قرار داده شده ، نگریسته شده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - به نگاه سبک نگریسته نگریسته . ۲ - مورد نظر منظور : ... و تشریف گرانمایه مخصوص کرد وبمحلی مرموق و مکانی مغبوط بنشاند .
مترادف و متضاد
ملحوظ، منظور، نگریسته
