Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرموق

تلفظ بین المللی : /mˈarmuːq1/ تلفظ :‌ [m'aRmu:q1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مرموز
  • مرموض
  • مروق
  • مریم گلی مَرموک
  • مرزوق
  • مرزوقی
  • موموق
  • مَرموک
  • ادم متملق و مرموز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرموق. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمق. رجوع به رمق شود. || نگریسته شده. ( آنندراج ). باز نگریسته. به ناگاه سبک نگریسته. ( ناظم الاطباء ). || مورد نظر. عالی : چون به خدمت رسید او را به اعزاز و اکرام تلقی کرد و به محل مرموق و مکان معمور مخصوص گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 19 ). فایق پیش ایلک خان قبول تمام یافت و به مکان معمور و محل مرموق ملحوظ شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 127 ). || نازک و ظریف...

فرهنگ عمید

منظور، موردنظر.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) موردنظر قرار داده شده ، نگریسته شده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - به نگاه سبک نگریسته نگریسته . ۲ - مورد نظر منظور : ... و تشریف گرانمایه مخصوص کرد وبمحلی مرموق و مکانی مغبوط بنشاند .

مترادف و متضاد

ملحوظ، منظور، نگریسته


کلمات مرتبط

  • مرموز
  • مرموض
  • مروق
  • مریم گلی مَرموک
  • مرزوق
  • مرزوقی
  • موموق
  • مَرموک
  • ادم متملق و مرموز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات