معانی کلمه : مرقد
لغت نامه دهخدا
مرقد. [ م ُ ق ِدد ] (ع ص ) نعت فاعلی از ارقداد. رجوع به ارقداد شود. || راه و طریق واضح و روشن . (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. خوابگاه.
۲. آرامگاه.
۲. آرامگاه.
فرهنگ معین
(مَ قَ ) [ ع . ] (اِ. ) خوابگاه ، آرامگاه ، به ویژه آرامگاه امام ، قدیس یا شخصیت روحانی . ج . مراقد.
فرهنگ فارسی
خوابگاه
خوابگاه، آرامگاه، مراقد جمع
( اسم ) خواب آور منوم ( مانند افیون )
راه و طریق روشن
( اسم ) خواب آور منوم ( مانند افیون )
راه و طریق روشن
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تابوت
تختروان
مهد، گهواره
آرامگاه، تربت، حرم، خاکجا، ضریح، قبر، گور، لحد، مدفن، مزار
۱. خوابگاه
۲. آرامگاه، تربت، حرم، خاکجا، ضریح، قبر، گور، لحد، مدفن، مزار
۳. تختروان
۴. مهد، گهواره
۵. تابوت
