معانی کلمه : مرقات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پلکان.
۲. نردبان.
۲. نردبان.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . مرقاة ] (اِ. ) ۱ - پلکان . ۲ - نردبان .
فرهنگ فارسی
پلکان، نردبان، مراقی جمع
( اسم ) ۱- پلکان .۲- نردبان : در زمین منفذی و بر آسمان مرقاتی می جست تاخود را از لشکر بی کران بر کران کند . جمع : مراقی .
( اسم ) ۱- پلکان .۲- نردبان : در زمین منفذی و بر آسمان مرقاتی می جست تاخود را از لشکر بی کران بر کران کند . جمع : مراقی .
