معنی کلمه : مرصعکاری
لغت نامه دهخدا
مرصعکاری . [ م ُ رَص ْ ص َ ] (حامص مرکب ) شغل مرصعکار و جواهرنشانی . (ناظم الاطباء). و رجوع به مرصعکار شود.

مرصعکاری . [ م ُ رَص ْ ص َ ] (حامص مرکب ) شغل مرصعکار و جواهرنشانی . (ناظم الاطباء). و رجوع به مرصعکار شود.