معانی کلمه : مرز ناشخم
فرهنگ فارسی
بخشی از زمین که عمداً یا تصادفاً شخم نخورده است و دو قطعه زمین را از هم جدا میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{balk, bauthorlk , boundary strip} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بخشی از زمین که عمداً یا تصادفاً شخم نخورده است و دو قطعه زمین را از هم جدا می کند
