کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مردم آهنج
تلفظ بین المللی :
/mˈardom ˈɑhanˌadʒ/
تلفظ :
[m'aRdom 'Ahan,adZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مردم اهنج
اگر فقط یکبار به ده آنها رفته باشید، مهماننوازی مردم آنجا را هرگز فراموش نخواهید کرد.
مردی که انجا نبود
مردی که آنجا نشسته، دوست من است ( با من دوست است).
مردم
مردم آمیز
مردم آمیزی
مردم ابی
مردم ازار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مردم آهنج .
[ م َدُ هََ ] (نف مرکب ) مردم کش . پایمال کننده مردمان . (ناظم الاطباء). مردگیر. مردکش . مردانداز. (آنندراج ). مردم آهنگ . مردم خور. مردم خوار. مردم اوبار
:
سپه را برآراست خاور خدیو
در اندیشه زان مردم آهنج دیو.
نظامی .
|| (اِ مرکب ) سلاحی است . رجوع به مردم آهنگ شود.
کلمات مرتبط
مردم اهنج
اگر فقط یکبار به ده آنها رفته باشید، مهماننوازی مردم آنجا را هرگز فراموش نخواهید کرد.
مردی که انجا نبود
مردی که آنجا نشسته، دوست من است ( با من دوست است).
مردم
مردم آمیز
مردم آمیزی
مردم ابی
مردم ازار
نظرات