مرداس . [ م ِ ] (اِخ ) جدی جاهلی است و فرزندان او بطنی از بنی عوف بن سلیم از عدنانیه اند و مساکنشان میان قابس و بلدعناب است به مغرب . (الاعلام زرکلی ).
مرداس . [ م ِ] (اِ) آسیای دستی . دست آس . (ناظم الاطباء). دستاس . (دستور الاخوان ). آس دست . (مهذب الاسماء). || (ع اِ) آلت الردس . وسیله ٔکوفتن و صاف کردن زمین . (از المنجد) (از متن اللغة).سنگ کوب . (از منت...
فرهنگ عمید
۱. سر، رٲس. ۲. سنگ کوب. ۳. سنگی که در چاه بیندازند تا معلوم شود که آب دارد یا نه.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - سر، رأس . ۲ - سنگ - کوب . ۳ - سنگی که به ته چاه اندازند تا معلوم شود که آب دارد یا نه .
دانشنامه آزاد فارسی
مَرداسدر شاهنامۀ فردوسی، پدر ضَحّاک . مردی از دشت سواران نیزه گذار که فرمانروایی پرهیزگار و دادگر بود. مرداس از هر یک از چهارپایانِ دوشیدنی هزار رأس در اختیار داشت که شیر آن ها را به نیازمندان می بخشید. ابلیس ضحاک را به کشتن پدر برانگیخت . مرداس را عادت این بود که به هنگام سحر در خلوتی که در کنار کاخ خود داشت به نیایش می پرداخت . تا این که ابلیس بر سر راه نیایشگاه او چاهی کند و آن را با خاشاک پوشا...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- سر راس . ۲- سنگ کوب . ۳ - سنگی که به ته چاه اندازند تا از آوای آن بدانند آب دارد یا نه . آسیای دستی
دانشنامه عمومی
مرداس شاه دشت نیزه وران که از نژاد تازی بوده و قلمروش در منطقه امروزی کشور سوریه قرار داشت. تاریخ پادشاهی مرداس همزمان با پادشاهی جمشید در ایران بود. ریشه اسمی مرداس و ضحاک به زبان آرامی نزدیکتر است.ضحاک به کمک ابلیس پدر خود مرداس را از پای دراورداز گنجینه ها و آثاری که از قلعه ضحاک در آذربایجان ایران بدست آمده احتمال عرب بودن ضحاک را بیشتر می کند. به هرحال مرداس پدر ضحاک است که با نیرنگ او کشته م...
فرهنگ اسم ها
اسم: مرداس (پسر) (فارسی) (مذهبی و قرآنی، تاریخی و کهن) (تلفظ: merdas) (فارسی: مِرداس) (انگلیسی: merdas) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران ونیزه گزار و پدر ضحاک