Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرحمت

تلفظ بین المللی : /marhˈamat/ تلفظ :‌ [maRh'amat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • مرحمت اباد
  • مرحمت کردن
  • مرحمت گستر
  • مرحمت گستری
  • مرحمت آمیز
  • مرحمت آباد
  • لطفا از روی مرحمت
  • از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
  • بی مرحمت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرحمت. [ م َ ح َ م َ ] ( از ع ، اِمص ) لطف. رقت. مهربانی. عطوفت. مرحمة. رجوع به مرحمة شود : دلهای ایشان قرار گیرد بر آنچه خدا بدیشان عنایت کرده از مهربانی امیرالمؤمنین نسبت به ایشان و نگاه کردنش به ایشان از روی مرحمت. ( تاریخ بیهقی ص 314 ). ایذای او در مذهب کرم و مرحمت ما ممنوع و محظور است. ( جهانگشای جوینی ، فرهنگ فارسی معین ).چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی چون که به بخت من رسد اینهمه ناز می ...

فرهنگ عمید

رحمت، مهربانی.

فرهنگ معین

(مَ حَ مَ ) [ ع . مرحمة ] (اِمص . ) مهربانی ، لطف .

فرهنگ فارسی

رحمت، مهربانی، مراحم جمع
۱- ( مصدر ) مهربانی کردن لطف داشتن شفقت داشتن . ۲- ( اسم ) مهربانی لطف شفقت : ایذای او در مذهب کرم و مرحمت ما ممنوع و محظور است . جمع : مراحم . توضیح در عربی بمعنی مطلق لطف و مهربانی است ولی در فارسی بمعنی مهربانی ولطفی است که از بزرگتر بکوچکتر میشود .

دانشنامه عمومی

مرحمت (به لاتین: Marhamat) یک شهر در ازبکستان است که در ولایت اندیجان واقع شده است. مرحمت ۱۵٬۸۱۰ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای ازبکستانwiki: ترکیه محصول سال ۲۰۱۳ است که در ژانر درام تولید شده است. این سریال محصول کانال دی کشور ترکیه است.اوزگو نامال (نارین)ابراهیم چلیکول (فیرات)بورچین ترزی اوغلو (دنیز)یاسمین آلن (ایرماک)نارین دختر موفقی است که با خانواده اش زندگی می کند. پدری دارد معتاد به الکل که شغ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: marha(e)mat) (عربی) لطف و مهربانی داشتن ، مهربانی ، لطف .

اسم: مرحمت (دختر) (عربی) (تلفظ: marha (e) mat) (فارسی: مرحمت) (انگلیسی: marhamat)
معنی: رحمت، مهربانی و مهرورزی، لطف و مهربانی داشتن، مهربانی، لطف، لطف و مهربانی

مترادف و متضاد

مهربانی کردن، لطف‌داشتن

احسان، اکرام، التفات، تفضل، رافت، شفقت، عطا، عنایت، لطف، مهربانی، نوازش

۱. احسان، اکرام، التفات، تفضل، رافت، شفقت، عطا، عنایت، لطف، مهربانی، نوازش
۲. مهربانی کردن، لطفداشتن

favor (اسم)توجه، مساعدت، خدمت، خیر خواهی، التفات، مرحمتkindness (اسم)مهربانی، محبت، خوش قلبی، خدمت، مروت، خوبی، لطف، مرحمتfavour (اسم)مساعدت، خیر خواهی، التفات، مرحمتpity (اسم)افس...

کلمات مرتبط

  • مرحمت اباد
  • مرحمت کردن
  • مرحمت گستر
  • مرحمت گستری
  • مرحمت آمیز
  • مرحمت آباد
  • لطفا از روی مرحمت
  • از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
  • بی مرحمت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات