معانی کلمه : مرحمت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
رحمت، مهربانی.
فرهنگ معین
(مَ حَ مَ ) [ ع . مرحمة ] (اِمص . ) مهربانی ، لطف .
فرهنگ فارسی
رحمت، مهربانی، مراحم جمع
۱- ( مصدر ) مهربانی کردن لطف داشتن شفقت داشتن . ۲- ( اسم ) مهربانی لطف شفقت : ایذای او در مذهب کرم و مرحمت ما ممنوع و محظور است . جمع : مراحم . توضیح در عربی بمعنی مطلق لطف و مهربانی است ولی در فارسی بمعنی مهربانی ولطفی است که از بزرگتر بکوچکتر میشود .
۱- ( مصدر ) مهربانی کردن لطف داشتن شفقت داشتن . ۲- ( اسم ) مهربانی لطف شفقت : ایذای او در مذهب کرم و مرحمت ما ممنوع و محظور است . جمع : مراحم . توضیح در عربی بمعنی مطلق لطف و مهربانی است ولی در فارسی بمعنی مهربانی ولطفی است که از بزرگتر بکوچکتر میشود .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: marha(e)mat) (عربی) لطف و مهربانی داشتن ، مهربانی ، لطف .
اسم: مرحمت (دختر) (عربی) (تلفظ: marha (e) mat) (فارسی: مرحمت) (انگلیسی: marhamat)
معنی: رحمت، مهربانی و مهرورزی، لطف و مهربانی داشتن، مهربانی، لطف، لطف و مهربانی
معنی: رحمت، مهربانی و مهرورزی، لطف و مهربانی داشتن، مهربانی، لطف، لطف و مهربانی
مترادف و متضاد
مهربانی کردن، لطفداشتن
احسان، اکرام، التفات، تفضل، رافت، شفقت، عطا، عنایت، لطف، مهربانی، نوازش
۱. احسان، اکرام، التفات، تفضل، رافت، شفقت، عطا، عنایت، لطف، مهربانی، نوازش
۲. مهربانی کردن، لطفداشتن
