معانی کلمه : مرحلۀ ایستایی
فرهنگ فارسی
مرحلهای از رشد که در طی آن تعداد باکتریها، برای مدتی ثابت باقی میماند
فرهنگستان زبان و ادب
{stationary phase} [زیست شناسی-میکرب شناسی] مرحله ای از رشد که در طی آن تعداد باکتری ها، برای مدتی ثابت باقی می ماند

مرحلهای از رشد که در طی آن تعداد باکتریها، برای مدتی ثابت باقی میماند