معانی کلمه : مرجئه
لغت نامه دهخدا
مرجیة. [ م ُ جی ی َ ](اِخ ) مُرجئة. (از متن اللغة). رجوع به مرجئه شود.
مرجئة. [ م ُ ج ِ ءَ ] (ع ص ) تأنیث مرجی ٔ و مرجی است ، نعت فاعلی از ارجاء. رجوع به مُرجی ٔ و مُرجی شود. || مرجیة. رجوع به مرجیة شود.
فرهنگ عمید
فرقه ای از مسلمانان که در زمان معاویه ظهور کردند و معتقد بودند گفتن شهادتین برای ایمان کفایت می کند و نباید مرتکب معاصی کبیره را جهنمی دانست.
