Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرتد شدن

تلفظ بین المللی : /mˈortad ʃˈodan/ تلفظ :‌ [m'oRtad S'odan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مرد شدن
  • بر خر مراد سوار شدن یا بودن
  • چرک مرد شدن
  • مرتب سازی شانه ای
  • مرد خانواده به یک روستایی احمق احتیاج دارم و من با یکی شان ازدواج کرده ام
  • مرتد
  • مرتد فطری
  • مرتد ملی
  • یولیانوس مرتد
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- از دین حقیقی عصر بازگشتن . ۲- دین اسلام را ترک کردن : عبدالله بن سعد بن ابی سرح که مرتدشد ...

مترادف و متضاد

abjure (فعل)برای همیشه ترک گفتن، سوگند شکستن، مرتد شدن، رافضی شدنapostatize (فعل)مرتد شدن، از دین برگشتنdefect (فعل)مرتد شدن، ترک کردن، معیوب ساختنtergiversate (فعل)مرتد شدن، از مسلک خود دست کشیدن...

کلمات مرتبط

  • مرد شدن
  • بر خر مراد سوار شدن یا بودن
  • چرک مرد شدن
  • مرتب سازی شانه ای
  • مرد خانواده به یک روستایی احمق احتیاج دارم و من با یکی شان ازدواج کرده ام
  • مرتد
  • مرتد فطری
  • مرتد ملی
  • یولیانوس مرتد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات