Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مرتب و منظم

تلفظ بین المللی : /morˈattab vˈa monˈazzam/ تلفظ :‌ [moR'attab v'a mon'azzam]
مترادف و متضاد
  • مرتب و منظم ساختن
  • اراسته و مرتب
  • سر و وضع مرتب
  • مرتب سازی زوج و فرد
  • مکتب فرهنگ و شخصیت
  • استعمال کلمات مرکب ضد و نقیض
  • الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
  • تولید مرکب برق و گرما
  • عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

well-conditioned (صفت)
خوش خلق، دارای اخلاق نیکو، نیکو خصال، دارای صفات حسنه، مرتب و منظم

well-ordered (صفت)
مرتب و منظم، بنحو اکمل انجام یافته

کلمات مرتبط

  • مرتب و منظم ساختن
  • اراسته و مرتب
  • سر و وضع مرتب
  • مرتب سازی زوج و فرد
  • مکتب فرهنگ و شخصیت
  • استعمال کلمات مرکب ضد و نقیض
  • الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
  • تولید مرکب برق و گرما
  • عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات