کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرافعه-بردن | کلماتور
معانی کلمه : مرافعه بردن
تلفظ بین المللی :
/marˈɑfeʔˌeː bˈordan/
تلفظ :
[maR'Afe?,e: b'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مرافعه
مرافعه داشتن
مرافعه نهادن
مرافعه کردن
مرافعه کننده
مرافعه افتادن
مرافعه دادن
مدافعه
مرابعه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مرافعه بردن. [ م ُ ف َ / ف ِ ع َ / ع ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) طرح دعوی کردن : مرافعه به کسی بردن ؛ به او شکایت بردن. از او داوری خواستن : القصه مرافعه این سخن به قاضی بردیم و به حکومت عدل راضی شدیم. ( گلستان سعدی ).
فرهنگ فارسی
به او شکایت بردن
کلمات مرتبط
مرافعه
مرافعه داشتن
مرافعه نهادن
مرافعه کردن
مرافعه کننده
مرافعه افتادن
مرافعه دادن
مدافعه
مرابعه
نظرات