کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مراجح
تلفظ بین المللی :
/marˈɑdʒeh/
تلفظ :
[maR'AdZeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مراجحه
راهبرد مُراجع خوانی
مرابح
مرابحت
مرابحه
مراجع
مراجعت
مراجعت کردن
مراجعه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مراجح. [ م َ ج ِ ] ( ع ص ، اِ ) مراجیح. بردباران. حلماء. ( از متن اللغة ). || خرمابنان گرانبار. ( آنندراج ). مواقیر. نخل های پربار سنگین از بار. ( از متن اللغة ). رجوع به مَراجیح شود.
فرهنگ فارسی
برد باران
کلمات مرتبط
مراجحه
راهبرد مُراجع خوانی
مرابح
مرابحت
مرابحه
مراجع
مراجعت
مراجعت کردن
مراجعه
نظرات