معانی کلمه : مراب
لغت نامه دهخدا
مرأب. [ م ِ ءَ ] ( ع ص ) کسی که چیز شکسته را اصلاح می کند و شکسته بندی می نماید. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کسی که چیز شکسته را اصلاح می کند
گویش مازنی
۱مقسم آب – هدایت کننده ی آب مزرعه ۲محراب عبادتگاه
/mer aab/ مقسم آب – هدایت کننده ی آب مزرعه - محراب عبادتگاه
