Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مذؤب

تلفظ بین المللی : /mˈazvab/ تلفظ :‌ [m'azvab]
لغت نامه دهخدا
  • مذوب
  • مذوبه
  • الشامل فی المذهب
  • سبع مذهب
  • انجمن علمی ـ مذهبی دانشگاه تبریز
  • شاخص مذاب
  • شارش مذاب
  • شاه موبد
  • شه موبد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مذؤب . [ م َ ئو ] (ع ص ) رجل مذؤب ؛ مردی که در گوسپندان وی گرگ افتاده باشد. (منتهی الارب ). گرگ زده . که گرگ در اغنامش افتاده است . (از متن اللغة). ترسیده شده از گرگ و آنکه در گله های وی از گرگ خسارت رسیده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به مذؤوب و مذئوب شود. || برذون مذؤب ؛ اسب گرفتار به علت ذئبة. (منتهی الارب ). اسب مبتلا و گرفتار به بیماری ذئبة. (از متن اللغة). گرفتار بیماری ذئبة. (ناظم الاطباء)...

کلمات مرتبط

  • مذوب
  • مذوبه
  • الشامل فی المذهب
  • سبع مذهب
  • انجمن علمی ـ مذهبی دانشگاه تبریز
  • شاخص مذاب
  • شارش مذاب
  • شاه موبد
  • شه موبد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات