کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مدیری
تلفظ بین المللی :
/modˈiri/
تلفظ :
[mod'iRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مدیری مهران
مهران مدیری
پل مدیری
کاوه مدیری
زیرساخت مدیریت حق ویژه
زیرساخت مدیریت کلید
سامانۀ اطلاعات مدیریت پروژه
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
سامانۀ مدیریت داده نامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مدیری. [ م ُ] ( حامص ) مدیر بودن. مدیریت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
مدیر بودن مدیریت : مدیری مدرسه .
مدیر بودن
کلمات مرتبط
مدیری مهران
مهران مدیری
پل مدیری
کاوه مدیری
زیرساخت مدیریت حق ویژه
زیرساخت مدیریت کلید
سامانۀ اطلاعات مدیریت پروژه
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
سامانۀ مدیریت داده نامه
نظرات