کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مدکشند
تلفظ بین المللی :
/madkˈaʃand/
تلفظ :
[madk'aSand]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
مَدکِشَند
محوکِشَند
مرکند
مکنده
الت مکنده
ادمیکه با دوربین کار میکند
حیوان یا عضو یا الت مکنده
زخمی که تیر میکشد
سدی که سطح اب را بلند میکند
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{flood tide} [اقیانوس شناسی، ژئوفیزیک] بخشی از چرخۀ کِشَند بین فروکِشَند و فراکِشَندِ پس ازآن متـ . کِشَند خیزان rising tide
کلمات مرتبط
مَدکِشَند
محوکِشَند
مرکند
مکنده
الت مکنده
ادمیکه با دوربین کار میکند
حیوان یا عضو یا الت مکنده
زخمی که تیر میکشد
سدی که سطح اب را بلند میکند
نظرات