Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مدموم

تلفظ بین المللی : /mˈadmuːm/ تلفظ :‌ [m'admu:m]
لغت نامه دهخدا
  • مدمومه
  • سردرد مسمومیتی
  • کورۀ مداوم
  • محموم
  • مخموم
  • مداوم
  • مداومت
  • مدیوم
  • ماموم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مدموم. [ م َ ] ( ع ص ) مطلی. ( متن اللغة ). رنگ کرده شده به هر رنگی که باشد. ( فرهنگ خطی ). || احمر. ( اقرب الموارد ). سرخ رنگ. ( منتهی الارب ). || سخت فربه پیه ناک از شتر و جز آن. ( منتهی الارب ). بغایت فربهی رسیده ممتلی از گوشت و چربی. ( از متن اللغة ). || بارکرده از شتر و جز آن. ( ناظم الاطباء ). گران بارکرده شده. ( فرهنگ خطی ). شتر که بار سنگین بر آن نهاده باشند. ( از اقرب الموارد )....

کلمات مرتبط

  • مدمومه
  • سردرد مسمومیتی
  • کورۀ مداوم
  • محموم
  • مخموم
  • مداوم
  • مداومت
  • مدیوم
  • ماموم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات