Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مدغمس

تلفظ بین المللی : /madˈaq1mas/ تلفظ :‌ [mad'aq1mas]
لغت نامه دهخدا
  • مدامسه
  • مدغم
  • منغمس
  • مرغمسیحا
  • متغمس
  • مدخمس
  • مدرمس
  • مدعمس
  • مدغمر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مدغمس. [ م ُ دَ م َ ] ( ع ص ) مستور. ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). مدغمش. ( اقرب الموارد ). || فاسد مدخول. حسب فاسد و ناخالص. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).

کلمات مرتبط

  • مدامسه
  • مدغم
  • منغمس
  • مرغمسیحا
  • متغمس
  • مدخمس
  • مدرمس
  • مدعمس
  • مدغمر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات