مدعی . [ م َ عی ی ] (ع ص ) مرد متهم در نسب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
مدعی . [ م ُ ] (ع ص ) کسی که به پسری خود قبول کند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ادعاء. رجوع به ادعاء شود.
(مُ دَّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - خواهان . 2 - ادعا - کننده .
(مُ دَّ عا) [ ع . ] (اِمف .) دعوی کرده شده ، ادعا کرده شده .
اسم ≠ مدعیعلیه، خوانده
حریف، خواهان، رقیب، مخالف ≠ ناموسگر
ادعاکننده، دعویکننده، شکایتکننده، خواهان
۱. ادعاکننده، دعویکننده، شکایتکننده، خواهان
۲. حریف، خواهان، رقیب، مخالف ≠ مدعیعلیه، خوانده
۳. ناموسگر
۴. حقهباز، شارلاتان
۵. درخواستکننده
خواهان، خواستار، داونده، داومند