کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مدعق
تلفظ بین المللی :
/mˈadʔaq1/
تلفظ :
[m'ad?aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عالم معقول
کمک منعقدساز
کمک منعقدکننده
بستان العقول فی ترجمان المعقول
مداعق
مداق
مداقه
مداقه کردن
مداقیع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مدعق. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) کسی که پاشنه زند اسب را برای شتاب رفتن. ( آنندراج ). آنکه مهمیز می زند بر اسب خود. ( ناظم الاطباء ): ادعق الفرس ؛ رکضه. ( متن اللغة ).
کلمات مرتبط
عالم معقول
کمک منعقدساز
کمک منعقدکننده
بستان العقول فی ترجمان المعقول
مداعق
مداق
مداقه
مداقه کردن
مداقیع
نظرات