کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مدخدخ
تلفظ بین المللی :
/madˈaxdax/
تلفظ :
[mad'axdax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مددخان
متدخدخ
مددخرج
مددخواه
مددخواهی
برنلق مددخان
برنلیق مددخان
دهوک مدادخان
دین محمدخان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مدخدخ .
[ م ُ دَ دَ ] (ع ص ) شتربه شتاب رانده شده ٔ خسته و مانده . (از متن اللغة).
مدخدخ . [ م ُ دَ دِ ] (ع ص ) خوارگردانده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غالب شده وپایمال کننده و شکننده . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از دخدخة . || بازدارنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء): دخدخ عنی الدخان ؛ کفه عنی . (متن اللغة) (از اقرب الموارد). || آنکه گام نزدیک نهد در رفتا...
کلمات مرتبط
مددخان
متدخدخ
مددخرج
مددخواه
مددخواهی
برنلق مددخان
برنلیق مددخان
دهوک مدادخان
دین محمدخان
نظرات