کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مداغل
تلفظ بین المللی :
/madˈɑq1el/
تلفظ :
[mad'Aq1el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برجسته کاری مدالی
مدائله
مداحله
مداخل
مداخل بردن
مداخل داشتن
مداخلات
مداخلت
مداخلت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مداغل. [ م َغ ِ ] ( ع اِ ) جای مغاک از رودبارها. ( منتهی الارب ). بطون الاودیه. واحد آن مدغل است. ( از اقرب الموارد ). کف وادی ها که درخت در آن بسیار روید. ( از متن اللغة ).
فرهنگ فارسی
جای مغاک از رودبارها
کلمات مرتبط
برجسته کاری مدالی
مدائله
مداحله
مداخل
مداخل بردن
مداخل داشتن
مداخلات
مداخلت
مداخلت کردن
نظرات