کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مداراه | کلماتور
معنی کلمه : مداراه
تلفظ بین المللی :
/madˈɑrˈɑh/
تلفظ :
[mad'AR'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
راهبرد مدارایِ شناختی
سازوکار مدارا
مدارا
مدارا 1
مدارا 2
مدارا کردن
مدارات
مدارات قطبی
مدارراه میانی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مداراة. [ م ُ ] (ع مص ) یکدیگر را دفع کردن . (منتهی الارب ) (صراح ) (زوزنی ). مداراءة. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مدافعة. (دستورالاخوان ). || خلاف کردن . (صراح ). خلاف نمودن . (منتهی الارب ). مداراءة. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مخالفت . (دستور الاخوان ). || با یکدیگر نرمی کردن . مداراءة. (منتهی الارب ). نرمی کردن . (دستورالاخوان ). به نرمی و حسن اخلاق پیش آمدن یکدیگر را. (منتهی الارب ). مداراءة. (...
کلمات مرتبط
راهبرد مدارایِ شناختی
سازوکار مدارا
مدارا
مدارا 1
مدارا 2
مدارا کردن
مدارات
مدارات قطبی
مدارراه میانی
نظرات