Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدابر

تلفظ بین المللی : /madˈɑber/ تلفظ :‌ [mad'AbeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مدابرت
  • مدابره
  • راهبرد مدارایِ شناختی
  • رهبندی مدارباز
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • زن مداری
  • اورارتو مقابر صخره ای
  • سازوکار مدارا
  • سامانۀ جهانی مخابرات سیار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مدابر. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) خداوند تیر دابر، مقابل فائز. (از اقرب الموارد). رجوع به دابر شود. || بدبخت در قمار. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود. || که دشمن دارد کسی را و اعراض کند از وی . (از متن اللغة).مخالف و دشمن . (ناظم الاطباء). رجوع به مدابرة شود.

مدابر. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) مقابل و مدابر، آنکه کریم الطرفین باشد. (از اقرب الموارد). گویند، هو مدابر ...

فرهنگ فارسی

خداوند تیر دابر بدبخت در قمار

کلمات مرتبط

  • مدابرت
  • مدابره
  • راهبرد مدارایِ شناختی
  • رهبندی مدارباز
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • زن مداری
  • اورارتو مقابر صخره ای
  • سازوکار مدارا
  • سامانۀ جهانی مخابرات سیار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات