Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخی

تلفظ بین المللی : /mˈoːxi/ تلفظ :‌ [m'o:xi]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • مَخی
  • مخی یونس
  • نوکار مخی
  • گورستان مخی 1
  • گورستان مخی 2
  • گورستان مخی 3
  • مخیب
  • مخیتر
  • مخیخ
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مخی. [ م ُخ ْ خی ] ( ص نسبی ) منسوب به مخ : صفراء مخی ؛ هرگاه که بلغم سطبری با صفرابیامیزد، و حرارت وی کمتر گردد هم سطبر شود همچون زرده خایه مرغ. طبیبان آن را مخی گویند و به تازی مخ زرده خایه مرغ را گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

مترادف و متضاد

صفرا

cerebral (صفت)
دماغی، مغزی، مخی، فکری

کلمات مرتبط

  • مَخی
  • مخی یونس
  • نوکار مخی
  • گورستان مخی 1
  • گورستان مخی 2
  • گورستان مخی 3
  • مخیب
  • مخیتر
  • مخیخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات