معانی کلمه : مخمسه
لغت نامه دهخدا
مخمسة. [ م ُ خ َم ْ م َ س َ ] (ع ص ) مسئله ای است از مسائل فرائض که در آن پنج صحابی اختلاف کرده اند، علی (ع ) و عثمان و ابن مسعود و زید وابن عباس رضی اﷲعنهم . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
نام فرقه یی که قائل بالوهیت پنج تن بوده اند. عنوان فرقه ای است از غالی مذهبان که پنج نفر: سلمان ابوذر مقداد عمار و عمر و بن امیه ضمری را از طرف رب جلیل که بزعم ایشان حضرت امیرالمونین علی ( ع ) است پیغمبر و موکل بمصالح عالم دانند.] ( ریحانه الادب ).
( اسم ) مونث مخمس جمع : مخمسات .
مسئله ایست از مسائل فرائض
( اسم ) مونث مخمس جمع : مخمسات .
مسئله ایست از مسائل فرائض
