Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخلفه

تلفظ بین المللی : /maxlˈafeː/ تلفظ :‌ [maxl'afe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مؤلفه 1
  • مؤلفه 2
  • مؤلفه بُردار
  • مؤلفه فضا
  • مؤلفه های گشت
  • مختلفه
  • مخففه
  • مخلصه
  • مخلف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مخلفة. [ م ُ ل ِ ف َ ] (ع ص ) مؤنث مُخلِف . ناقه ای که آبستن نماید و نباشد. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ماده شتری که آبستن نماید ونباشد. (ناظم الاطباء). || شتری که از نه سالگی درگذشته باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ماده شتری که از نه سالگی درگذشته باشد. (ناظم الاطباء).

مخلفة. [ م َ ل َ ف َ ] (ع اِ) جای خلاف که نوعی از ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مخلف : ۱ - اشیائ بجا مانده از مرده متروکات . ۲ - هر یک از لوازم خانه .
ناقه که آبستن نماید و نباشد

کلمات مرتبط

  • مؤلفه 1
  • مؤلفه 2
  • مؤلفه بُردار
  • مؤلفه فضا
  • مؤلفه های گشت
  • مختلفه
  • مخففه
  • مخلصه
  • مخلف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات