مخلص .[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مسیح شود.
مخلص . [ م ُ ل ِ ] (اِخ ) از اسم های خداوند عالم جل شأنه می باشد زیرا که اختیار می کند و برمیگزیند بنده را برای رسالت . (ناظم الاطباء).
خالصشده؛ پاکیزهشده.
۱. ویژگی دوست پاک و بیریا؛ بیآلایش.
۲. عبادتکنندۀ بیریا.
۱. (ادبی) قسمتی در شعر یا نثر که در آن شاعر یا نویسنده به مقصود اصلی گریز میزند.
۲. خلاصۀ کلام؛ چکیدۀ سخن.
۳. [قدیمی] محل خلاص و نجات؛ محل رهایی؛ راه خلاص؛ گریزگاه.
(مَ لَ) [ ع . ] (اِ.) خلاصه .
(مُ لِ) [ ع . ] (اِفا.) خالص ، صاف .
(مُ لَ) [ ع . ] (اِمف .) بی ریا، صمیمی .
خلاصه، چکیده
راه خلاص، طریقهنجات، مفر، گریزگاه، محل رهایی
۱. راه خلاص، طریقهنجات، مفر، گریزگاه، محل رهایی
۲. خلاصه، چکیده
اخلاصمند، ارادتمند، بااخلاص، بیریا، پاک، چاکر، راستین، صدیق، صمیمی، یکدل، یکرو ≠ دورو، ریاکار