Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخطب

تلفظ بین المللی : /mˈaxtab/ تلفظ :‌ [m'axtab]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذو مخبر
  • ذوات المخلب
  • زاج مطبوخ
  • سامانۀ جهانی مخابرات سیار
  • شبکۀ مخابراتی ثابت هوانوردی
  • شهاب مخبر
  • اکتفاء القنوع بما هو مطبوع
  • کاج مطبق
  • کدو مطبخ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مخطب. [ م ُ طِ ] ( ع ص ) حنظل که زرد شود و خطهای سبز بهم رسد در آن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حنظلی که در آن خطوط سبز بهم رسیده باشد.( از ناظم الاطباء ). || صیدی که نزدیک به صیاد رسد و در پهلوی وی واقع گردد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اخطاب شود.

فرهنگ فارسی

حنظلی که زرد شود و خطهایش بهم رسید

کلمات مرتبط

  • ذو مخبر
  • ذوات المخلب
  • زاج مطبوخ
  • سامانۀ جهانی مخابرات سیار
  • شبکۀ مخابراتی ثابت هوانوردی
  • شهاب مخبر
  • اکتفاء القنوع بما هو مطبوع
  • کاج مطبق
  • کدو مطبخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات