مخصوص. [ م َ ] ( ع ص ) خاص کرده شده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) : و مخصوص ساخت او را به رسم های برگزیده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308 ). از برادران و خواهران مستثنی شدم و مزید تربیت و ترشح مخصوص... ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 49 ). گفت که : آن شاهد لعمرک و شاگرد فاستقم مخصوص قم فانذر و مقصود کن فکان.خاقانی.نی نی از این میانه تو مخصوص نیستی در هر که بنگر...
فرهنگ عمید
۱. خاص شده. ۲. خاص، ویژه.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) خاص ، ویژه .
فرهنگ فارسی
خاص کرده شده ، خاص، ویژه ۱ - ( اسم ) خاص کرده شده ویژه کرده . ۲ - ( صفت ) خاص ویژه جمع : مخصوصین .
دانشنامه عمومی
مخصوص (لاست). مخصوص نام چهاردهمین قسمت مجموعه تلویزیونی لاست است.English Wikipedia (ویکی پدیای انگلیسی)دلیل نامگذاری این قسمت کنایه از خاص (مخصوص) بودن مایکل داوسون است.در این قسمت فرزند مایکل والت برای ساعاتی ناپدید می شود و مایکل نگران می شود و خاطراتش را به یاد می آورد که چقدر نسبت به فرزندش غفلت کرده است و از او دور بوده است، زمانی که او از همسرش سوزان جدا می شود و فرزندش به مادرش واگذار می ...