Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخرف

تلفظ بین المللی : /mˈaxraf/ تلفظ :‌ [m'axRaf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مخرفج
  • مخرفجه
  • مخرفش
  • مخرفه
  • رأی دهی مخفی
  • رأی گیری مخفی
  • رمزنگاری با کلید مخفی
  • انجمن مخفی
  • سحابی مخروط
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مخرف . [ م ِ رَ ] (ع اِ) زنبیل خرد که خرمای تر و نفیس چیده در آن گذارند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زنبیل میوه . (دهار).

مخرف . [ م ُ رِ ] (ع ص ) گوسفندی که بره زاید در خریف . (ازمنتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گوسفندی که در خریف می زاید. (ناظم الاطباء). || ناقه که بچه زاید در همان وقت که آبستن شده . (منتهی الار...

فرهنگ فارسی

گوسفندی که بره زاید در خریف

کلمات مرتبط

  • مخرفج
  • مخرفجه
  • مخرفش
  • مخرفه
  • رأی دهی مخفی
  • رأی گیری مخفی
  • رمزنگاری با کلید مخفی
  • انجمن مخفی
  • سحابی مخروط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات