مخرج . [ م ُ رَ ] (ع ص ) بیرون کرده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) زمان بیرون کردن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جای بیرون کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (مص ) بیرون کردن چیزی را. (از ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).
(مُ رِ) [ ع . ] (اِفا.) خراج دهنده ، ادا کنندة باج .
(مُ خَ رَّ) [ ع . ] (اِمف .) بیرون آمده ، استخراج شده .
(مَ رَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای خروج . 2 - عددی که در زیر خط کسری قرار گرفته است . 3 - جایگاه تولید هر یک از آواهای زبان . ج . مخارج .
در کسر، عبارتی که پایین خط کسری نوشته میشود
مقعد ≠ مدخل
دررو، خروجی، محل خروج
۱. مقعد
۲. دررو، خروجی، محل خروج ≠ مدخل
۳. واجگاه
برونگاه