Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مختنق

تلفظ بین المللی : /moxtˈaneq1/ تلفظ :‌ [moxt'aneq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مختنق کردن
  • مختنقه
  • مختلق
  • مخنق
  • مخنقه
  • مخترق
  • متنق
  • متنقب
  • متنقث
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مختنق . [ م ُ ت َ ن َ ] (ع اِ) تنگی جای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از محیط المحیط). جای تنگ . (ناظم الاطباء). رجوع به اختناق شود.

مختنق . [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) خبه شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خفه شده و گلوفشرده شده برای مردن . (ناظم الاطباء). || اسب که غره ٔ پیشانی وی تا رخسارش رسیده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاط...

فرهنگ عمید

۱. خفه شونده.
۲. (پزشکی ) آن که دچار اختناق شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ نِ ) [ ع . ] (اِفا. ) خفه شونده ، گلوی فشرده شده .

فرهنگ فارسی

خفه شونده، گلوفشرده
( اسم ) کسی که گلویش فشرده شود خفه شونده .
تنگی جای

کلمات مرتبط

  • مختنق کردن
  • مختنقه
  • مختلق
  • مخنق
  • مخنقه
  • مخترق
  • متنق
  • متنقب
  • متنقث
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات