Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مختصر

تلفظ بین المللی : /moxtˈasar/ تلفظ :‌ [moxt'asaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • مختصر کردن
  • مختصر سازی
  • مختصر نمودن
  • مختصر نویسی
  • مختصر و مفید
  • مختصر و موجز کردن
  • مختصر کننده
  • مختصر گو
  • مختصر النافع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مختصر. [ ] (اِخ ) قریه ای است سه فرسخی میانه ٔ جنوب و مغرب آباده . (فارسنامه ٔ ناصری ).

مختصر. [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) کسی که نزدیکترین راه رود در رفتن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که نزدیک ترین راه را در رفتن می گیرد. (ناظم الاطباء). || کوتاه کننده ٔ سخن . (ناظم الاطباء)(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || گیرنده به دست . (ناظم ...

فرهنگ عمید

۱. کم، ناچیز.
۲. کوتاه، مجمل.
۳. حقیر، ناچیز.
۴. (اسم ) مطلب کوتاه و مجمل.

فرهنگ معین

(مُ تَ صَ ) [ ع . ] (اِمف . ) کوتاه شده .

دانشنامه آزاد فارسی

مختصر (المختصر). مُختَصر (المُختَصر)(یا: مختصر شیخ خلیل) تألیف ابوضیا ضیاءالدین خلیل بن اسحاق جندی معروف به صاحب مختصر، کتابی به عربی، در فقه مالکی. مشتمل بر یازده کتاب فقهی است که از «طهارت» آغاز می شود و با کتاب «البیع» پایان می یابد. این اثر بسیار معروف و معتبر، با بیانی موجز، تألیف یافته و بر آن شروح و حواشی بسیار نوشته شده است. به زبان فرانسه نیز ترجمه شده است. الدرر فی توضیح المختصر کمال ا...

فرهنگ فارسی

کوتاه کرده شده، کم و کوتاه
( اسم ) ۱- چیزی که زواید از آن دور شود و کوتاه گردد کوتاه کرده شده . ۲ - کوتاه ( سخن ) موجز ( کلام ) : و باین جایگاه ذکر هر چیزی مختصر برین سان کرده شود . ۳ - محقر کوچک : کرد ویران تا کند معمورتر قوم انبه بود و خانه مختصر . ( مثنوی ) ۴ - فرومایه کم همت .
قریه ای در مغرب آباده

دانشنامه عمومی

کم

مترادف و متضاد

انموذج، زبده، گزیده ≠ مفصل، مطول

خلاصه، مجمل، ملخص، موجز، نامشروح

۱. انموذج، زبده، گزیده
۲. خلاصه، مجمل، ملخص، موجز، نامشروح ≠ مفصل، مطول
۳. فشرده، کوتاه
۴. حقیر، کوچک
۵. ناچیز، کماهمیت
۶. سردستی
۷. کم، اندک ≠ زیاد، بسیار

brief (صفت)مختصر، کوتاه مختصرabridged (صفت)مختصرconcise (صفت)مختصر، کوتاه، موجز، لب گو، فشرده ومختصرsummary (صفت)مختصر، موجز...

فرهنگ فارسی ساره

ناچیز، کوتاه


کلمات مرتبط

  • مختصر کردن
  • مختصر سازی
  • مختصر نمودن
  • مختصر نویسی
  • مختصر و مفید
  • مختصر و موجز کردن
  • مختصر کننده
  • مختصر گو
  • مختصر النافع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات