Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخالف

تلفظ بین المللی : /moxˈɑlef/ تلفظ :‌ [mox'Alef]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • مخالف شدن
  • مخالف گاه
  • مخالف اجتماع
  • مخالف اصلاحات
  • مخالف اصول اجتماعی
  • مخالف اصول ازادی
  • مخالف اقوام سامی
  • مخالف با یهودیان
  • مخالف بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مخالف. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) دشمن. خصم. ( ناظم الاطباء ). خلاف کننده. ( آنندراج ) : عطات باد چو باران و دل موافق خویدنهیب آتش و جان مخالفان پده باد.شهید بلخی.مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ معادیان تو نافرخ اند و نافرزان.بهرامی.زند زند چه ؟ زند بر سر مخالف تیغکند کند چه ؟ کند از تن مخالف جان.فرخی.بدسگال تو و مخالف توخسر جنگجوی با داماد.فرخی ( دیوان ص 45 ).مخالفان چو کلنگند و او چوباز سپیدشکار باز ب...

فرهنگ عمید

۱. خلاف کننده.
۲. [مقابلِ موافق] ناسازگار.
۳. (اسم، صفت ) دشمن، مخاصم.
۴. [قدیمی] گوناگون، رنگ به رنگ: ز لاله های مخالف میانْش چون فرخار / ز سروهای مرادف کرانش چون کشمر (فرخی: ۱۲۹ ).

فرهنگ معین

(مُ لِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) خلاف کننده ، ناموافق ، ضد. ۲ - (ص . ) دشمن ، خصم .۳ - بر - عکس ، واژگون .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ناساز
wikijoo: مخالف

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) خلاف کننده ناموافق : و هم از حکام گرج کوشنیدیل برادر ملک گرگین که با او مخالف بود باقدام عبودیت شتافته ... یا رای مخالف . رایی که ضد موضوع مطرح شده باشد مقابل رای موافق رای ممتنع . ۲ - ( صفت ) دشمن خصم جمع : مخالفین . ۳ - واژگونه باژگونه برعکس : حس ذوق مخالف دیگر حواس است . ۴ - ضد نقیض . ۵ - ( کشتی ) یکی از فنون کشتی است : چه شود گر بمخالف رسی از یزدانی پاش برداری و برگرد سرت گردانی . (...

دانشنامه عمومی

مخالف، دگراندیش، ناراضی، معاند یا مرتد (به انگلیسی: Dissident) کسی هست که فعالانه یک سیاست، نهاد یا دکترین ایجاد شده ای را به حق خواهی و مبارزه می طلبد. هنگامی که مخالفین برای یک علت یا اعتراض مشترک متحد می شوند، اغلب به جنبش مخالفین منجر می شود. این کلمه از سده ۱۶ میلادی در زمینه مذهب کاربرد داشته است اما از سال ۱۹۴۰ میلادی (۱۳۲۰ خورشیدی) به عبارات سیاسی وارد شده است.جنبش عدم تعهدجنبش اشغال وال ا...

مترادف و متضاد

نقیض، ضد، عکس

دگراندیش، اپوزیسیون

پادزهر، پرخیده ≠ موافق

حریف، خلاف، دشمن، طاغی، عدو، مدعی، معارض، مغایر، منافی، ناجور، ناموافق

۱. پادزهر، پرخیده
۲. حریف، خلاف، دشمن، طاغی، عدو، مدعی، معارض، مغایر، منافی، ناجور، ناموافق،
۳. دگراندیش، اپوزیسیون
۴. نقیض، ضد، عکس ≠ موافق

alien (اسم)مخالف، خارجیnonconformist (اسم)مخالف، مخالف کلیسای رسمی، نامقلد، ناپیروo...

فرهنگ فارسی ساره

پاد، ناسازگار، ناهم سو، نایسکان، همیستار


کلمات مرتبط

  • مخالف شدن
  • مخالف گاه
  • مخالف اجتماع
  • مخالف اصلاحات
  • مخالف اصول اجتماعی
  • مخالف اصول ازادی
  • مخالف اقوام سامی
  • مخالف با یهودیان
  • مخالف بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات