معانی کلمه : مخاط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آبی که از بینی جاری می شود، آب بینی.
۲. (زیست شناسی ) پوشش داخلی حفره های دهان، بینی، حلق، و مری.
۲. (زیست شناسی ) پوشش داخلی حفره های دهان، بینی، حلق، و مری.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِ. ) پوشش منفذدار و مرطوب حفره های داخلی برخی اندام ها.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مادۀ لزج و چسبناکی که حفره های داخلی بعضی اندام های بدن را می پوشاند. || مخاط دهان و بینی:ماده چسبناکی که آلودگی های هوا را جذب و مانع ورود میکروب ها به بدن می شود.
مترادف و متضاد
mucous membrane (اسم)
مخاط
